«براساس جنسیت» مفاهیم فمینیستی، پنهان در فیلم

براساس جنسیت

چکیده فیلم «براساس جنسیت» مفاهیم فمینیستی، پنهان در فیلم

فیلم «بر اساس جنسیت» توسط میمی لدر کارگردانی شده است، این فیلم بر اساس فیلم‌نامه‌ای که نوشته دانیل استیپلمن است در سال 2018 ساخته شد. داستان اصلی فیلم بر اساس جنسیت به روایت زندگی روث بیدر گینزبرگ، یکی از سه زن حاضر در دیوان عالی نه‌نفره ایالات متحده آمریکا می‌پردازد. کسی که مجلس سنا در سال ۱۹۹۳ با ۹۶ رأی مثبت در برابر فقط سه رأی منفی به او رأی اعتماد داد و او را به‌عنوان قاضی دادگاه عالی برگزید.

فهرست مطالب

نقد و بررسی فیلم «بر اساس جنسیت»

کارگردانی با تفکر فمینیستی

داستان فیلم بر اساس جنسیت روی بازه‌ای از زندگی گینزبرگ تمرکز دارد که مهم‌تر است و زمانی است که گینزبرگ را یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم و آن زمان می‌کند؛ زمانی که او اولین پرونده جدی خود را با موضوع تبعیض جنسیتی به سرانجام رساند.

کارگردان اثر، میمی لدر، در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمده و بزرگ شده است؛ پدرش نیز فیلمساز بوده است و در کودکی به واسطه شغل پدرش با مبانی فیلم‌سازی آشنا شده. میمی لدر تفکراتی فمینیستی و ضدجنگ دارد و سعی کرده آن را در فیلم‌هایش به تصویر بکشد. در فیلم بر اساس جنسیت هم با آن که شخصیت داستان در ظاهر درون جنبش فمینیسم نیست اما در عمل با رد کردن نقدهایی که به این جنبش وارد می‌شود، مهر تأییدی بر این جنبش می‌زند.

به عنوان نمونه یکی از نقدهای جدی به جنبش فمینیسم آن است که با مطرح کردن برابری زن و مرد، ضد خانواده و بر علیه مردان است اما در فیلم شاهد این هستیم که شخصیت اصلی در بازه‌ای از دوران زندگی خود، هم‌زمان که به تحصیل می‌پردازد، از فرزند کوچک و همسر بیمار خود نیز مراقبت می‌کند و اهمیت ویژه‌ای به خانواده می‌دهد و در ادامه نیز پرونده‌ای را قبول می‌کند که در آن به یک مرد ظلم شده است. با این دلایل و شواهد می‌توان گفت که فیلم به صورت آشکار از این جنبش حمایت نمی‌کند اما در عمل با رد کردن نقدهای وارده به فمینیسم تا حد زیادی آن را تأیید و مقبول معرفی می‌کند.

جامعه مردسالار آمریکا

همان‌طور که در فیلم هم می‌بینیم، گینزبرگ در دوران تحصیل خود، یکی از ۹ زن در بین نزدیک به ۵۰۰ دانشجوی کلاس حقوق در دانشگاه هاروارد بوده است. در مهمانی شام، رئیس دانشکده حقوق از او و دیگر خانم‌های حاضر در مهمانی سؤال می‌کند که چرا فکر می‌کنند حق دارند آنجا باشند و جای مردانی را که ممکن بود به‌جای آن‌ها در این دانشکده پذیرفته شوند اشغال کنند! این اتفاق یکی از نکات پررنگ نشان‌دهنده جامعه مردسالار آن زمان ایالات متحده است.

بر اساس جنسیت

یکی دیگر از نشانه‌هایی که در این فیلم به آن اشاره شده آن است که بعد از دوران تحصیل نیز تلاش‌های گینزبرگ برای پیدا کردن کار بی‌نتیجه ماند و هیچ شرکت یا دفتر حقوقی با این‌که او شاگرد اول بود اما تنها به دلیل این که زن است او را استخدام نکرد و او مجبور شد در دانشگاه روتگرز به شغل معلمی بپردازد.

براساس جنسیت می‌خواهد بگوید…

دغدغه اصلی مطرح شده در فیلم بر اساس جنسیت این است که اگر قانون اساسی همه را در برابر قانون یکسان می‌داند و تبعیضی ندارد، چرا قوانین دیگر در سازمان‌ها و سایر بخش‌ها همراه با تبعیض هستند؟! تبعیضی قانونی…

داستان از جایی جدی می‌شود که گینزبرگ توسط همسرش با پرونده‌ای مالیاتی آشنا می‌شود و به این فکر می‌کند که اشتباه بودن قانون در خصوص جنسیت را با استفاده از این پرونده می‌توان اثبات کرد.

نکته قابل توجه در این فیلم این است که مناقشه‌هایی که به نظر می‌رسد در نوع روش‌های فمینیستی وجود دارد مورد بحث قرار می‌گیرد؛ دختر گینزبرگ که همراه با جنبش فمینیسم شده است معتقد است که تغییر و اصلاح فرهنگ عمومی مهم‌ترین کار است و بر سر این موضوع که تغییر قانون مهم‌تر است یا فرهنگ با مادر خود بحث می‌کند.

در اواخر فیلم و یکی از نقاط اوج فیلم، زمانی که روث گینزبرگ به دفاع از موکل خود در دادگاه مشغول است، یکی از قضات سؤالی از او می‌پرسد: «مگه در اکثر خونه‌ها، زن‌ها نگهدارنده و خانه‌دار نیستن؟ مگه مردها نان‌آور خانواده نیستن؟ این واقعیت بیانگر این نیست که روال طبیعی به همین منواله؟!» پاسخی که روث می‌دهد بر تغییر نظر و رأی قضات بسیار مؤثر است؛ او چندین نمونه از مواردی را در تاریخ می‌آورد که بعد از سال‌های طولانی، قوانین به دلیل منسوخ شدنشان تغییر کرده‌اند و دادگاه نقش بزرگی در این تغییرات و اصلاحات داشته است. او با این پاسخ قضات را تشویق می‌کند که دنباله روی روال عمومی حاکم بر جامعه نباشند و در دسته افرادی باشند که می‌توانند در جامعه و قوانین پیشران بوده و دست به تغییرات بزرگی بزنند.

با اینکه این فیلم با ختم رسیدگی دادگاه به پایان می‌رسد اما پایان دادگاه به معنای پایان ماجرا برای گینزبرگ نبود و تلاش‌های او در این مسیر، مستمراً ادامه پیدا کرد.

جمع بندی

در پایان باید گفت که شخصیت گینزبرگ بسیار بااراده و باپشتکار نشان داده شده است که بیننده را از این همه عزم با وجود موانع متعدد در مسیر زندگی شگفت‌زده می‌کند. شخصیت و نوع کنشگری مستدل و منطقی او می‌تواند الگویی خوب برای کنشگران حوزه زنان و خانواده باشد هر چند که در محتوای کار او ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد؛ به عنوان مثال او هر گونه تفاوت بر اساس جنسیت در حقوق را رد می‌کرد (همان گونه که فمینیسم فکر می‌کند) در حالی که اسلام به دلیل تفاوت‌های فردی زن و مرد، حقوق، تکالیف و مسئولیت‌های آنان را در برخی موارد متفاوت قرار داده و به تبع آن قوانین نیز تفاوت‌هایی خواهند داشت.

بر اساس جنسیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به اشتراک بگذارید :

آیا این مطلب برای شما مفیدبود؟

نظر خود را درباره این مطلب بنویسید...